تبليغاتX
شیدای سبز...

‌‌الهم كن لوليك الحجه ابن الحسن. صلواتك عليه و علي آبائه . في هذه الساعه و في كل ساعه . ولياً و حافظا و قائداً و ناصراً و دليلاً و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا. و تمتعه فيها طويلا. برحمتك يا ارحم الراحمين

ای پاکترین حس خدا:خسته و غریبیم،درکوچه های بیکسی وسرگردانیم در واپسی ها، نیازمان تویی و بس.دیرگاهیست که درسپیــده دم پاییــزی،درجــاده هــای مه گرفتــه، برفراز کوهی ازعشق،ازغم فراق تـو نــاله ها سرداده و از دوریت چــون ابــربهــاری گریسته ایم.....

"آدینه" که میشود با بغل بغل احساس ناب به پیشواز خورشید می رویم تا سراغی ازتو بگیریم ای مسافر مهربانی: تا کی؟ لباس ياس برتن لحظه هایمان بپوشانیم؟؟؟ تا کی؟ پـژواک دردها و صـدای نـاله هـایمان را بـرایت بفــرستیم؟؟؟

ای گل نرگس:وقتی دستهایمان خالی از دعا برمیگردند و اشکهایمان طعم درد می دهند... وقتی درکــوچــه بــاغ " فــراق و هجــران "،مقسـوم علیه نگاهمان،آیه ای ازسکوت می شود و از شـانه های خیسمان حسـرت می بارد.

آیا کسی هست ؟ مهلت عاشقیمان را تمدید کند ؟ ؟ ؟ آیا کسی هست ؟ عهد نامه حضوری سبز را امضا کند؟ ؟ ؟

اي مظهر آرامش:درسايه چند ركعت گريه اي كه پنجره دلم را به نگاهت گره زده،جا مانده ام.

و حالا شما عزیز بزرگوار و مهربان گرامی:

حتما"حرفها،گفته ها،سوزدلها،نجواها و ناگفته های فراوانی تو دلت داری که می خواهی،به عرض آقا،مولا، و سرورمان بقیه الله الاعظم،حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، برسونی.

این قسمتو واسه همین گذاشتم که بتونین براحتی،هرچه احساس ناب،هرچــه ارادت و هرچه عرض ادب نسبـت به مولا دارید بهشـون ابـراز نمـایید.بـاالطبع،احساسات لطیف و دستنوشــته های زیبای شمــا عزیـزان دراین قسمـت،خودش مجمــوعـه ای ازعـلایق، سـلایق و انـــدیشـه های خــوب و قشنـگ واســه مـن و حتی خود شما مهربانان خواهد بـود نظرات همگی شما عـزیـزان را به فال نیک می گیـرم و امیدوارم درآینـده ای نزدیک درتقـویم روزانه مان،شاهــد ثبت روزی بنام : سالگرد ظهورحضرت مهدی (عج) باشیم .

+ نوشته شده در  جمعه 28 اسفند1388ساعت 23:20  توسط سید مصطفی  | 

  
                            در آستانه تو بی کلام می بارم.
 
                 
                               دلم را درحریمش جا گذاشتم...
 

    لبیک اللهم لبیک. لبیک لا شریک لک لبیک

ای حریم کعبه محرم بر طواف کوی تو           من به گرد کعبه می‎گردم به یاد روی تو

گرچه بر مُحرم بود بوئیدن گلـــها حرام           زنــده‎ام من ای گل زهرا ز فیض بوی تو 

                   بیا ای گل زهرا کجایی

 
پ.ن:کاروان ها،یک به یک عازم مکه و مدینه میشوند.خیالتان تخت،ما هنوز،جا مانده ایم.
شاید اینروزا تو کوی و برزن چشم شما هم به بیرقهای سبز رنگی افتاده است که بر سر در خانه ها زده شده است و یا موقع عبور از عرض خیابان، به ماشینهایی برخوردین که با پارچه سبز رنگ* حکایت از بدرقه عزیزانشان به خانه خدا می باشند.
*:خواهشا ْقداست و حرمت سبز را ارج نهیم. نشود بخاطر تملق بعضی ها،اسباب سیاست شود.
همیشه تو این مواقع دلم می گیرد واسه اینکه توفیق این زیارت بسیار عظیم و بسیار معنوی،تا بحال و چرا به اسم ما نخورده است و زمانی دلگیرتر می شوم که می بینم بعضی از دوستان هم قطاری، سعادت یارشان شده و توفیق دیدار یار نصیبشان،و عازم بیت الله الحرام شده اند.
حسودی و اینجور واژه ها تو ذاتمون نیست ولی با دیدن صحنه های باشکوه اعزام این عزیزان و بدرقه پرشور آنها،ناخوداگاه حسی به سراغمون میاید که ای کاش ما هم جزو این دسته از عزیزان بودیم.
قوانین و برنامه های دولت هم بطوری ردیف و ساماندهی شده است که محال است تا ده،پانزده سال بعد حتی اگه یکی ثبت نام کرده باشد.نوبتش برسه و اسمش دربیاد.
مجبوریم با همین دل وا مانده خود،تک و تنهایی بسازیم و بسوزیم و تو خلوتکده احساسمون دلمون را به اون ساعات و لحظات خوشی امیدوار کنیم که شاید از بخت و اقبال ما و لطف و عنایت خود خود خداوند فرجی حاصل شود و با دعای خیر عزیزی قرعه این سفر بنام ما هم رقم بخورد.البته کی و چه زمانی،فعلا بمونه تا اونوقتی که خودمون به عینه مشاهده کنیم در مسیر حرکت بسوی نهایت آمال و آرزو خانه خویش هستیم.
عزیزی در توصیف این سفر،توفیق زیارت بیت الله الحرام و مدینه منوره را برای ما طلب کرده بودند.دلمان می خواهد ما هم به نیت خیر، دعایی در حق این عزیز بزرگوار و سایر آرزومندانی که دلشان در جهت رسیدن به خانه خدا لحظه به لحظه پر میزنه،بکنیم و از خود خداوند متعال،زیارت خانه خویش و زیارت قبه سبز رنگ رسول الله(ص) و قبور مطهر ائمه معصومین بقیع را برای همه خواستگار باشیم.
دلهایتان به معنویت عشق،چشمانتان متبرک به خانه خدا و دستهایتان بر مشبک های بقیع قفل باد.
   
   الهم الرزقنی حج بیتک الحرام بحق سیدالشهداء سلام الله علیه...
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 22:0  توسط سید مصطفی  | 

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.
               پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد

                  
 
                  پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

                  
 
            پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن
                 وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

                         
 
 لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود شروع به جیغ زدن و گریه کردن می کند
 
                  
 
           در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

                  
 
مطمئن میشود که عشق به او باز نمیگردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام میایستد

                     
                                                  ياد بگيريم....
                                         زندگی یعنی عشق !!!
 
          با تشکر ویژه از وبلاگ پیدای پنهان:http://razaviyan.blogfa.com/
+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 12:10  توسط سید مصطفی  | 

     السلام علیک یا ثامن الحجج یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

 ایکاش نشاط شیعه تکمیل شود             امسال دو بار سال تحویل شود

 ایکاش به هشت هشت هشتاد و هشت  در امر ظهور یار تعجیل شود

               وقتی دلت به نور جمال معشوق منور می گردد...

                وقتی حرف دل آدمی ، خاطر خواه داشته باشه....                         

                   هر کسی برای خودش حرفایی واسه گفتن داره... 

 رواق بزرگ دارالحجه، اوج معماری و هنر زیبای اسلامی (زیر صحن انقلاب)

           وقتی راز دل آدمی ، بر پنجره عشق، قفل می شود...

           قطعه ای از بهشت، که با کل عالم عوض نمی کنم...

                        آغاز زندگي مشترك با مدد گرفتن از ارباب عشق

سقاخانه اسماعيل طلا...                                                

نادر شاه افشار در جنگی که در هرات میکند سنگی به ظرفیت 3 کر آب که یک پارچه است را به غنیمت میگیرد و اعلام میکند هر کس این سنگ را بدون اینکه آسیبی برساند به مدت 12 روز به مشهد الرضا (ع) برساند جایزه ویژه ای نزد من دارد فردی اقدام به این کار مینماید و بعد از 9 روز سنگ را به مشهد می آورد و به خیال اینکه خوش خدمتی کرده و زودتر از موعد مقرر سنگ را به مشهد رسانده نزد نادر شاه میرود و تقاضای جایزه اش را مینماید نادر شاه دستور میدهد چشم های او را کور کنند تا دیگر روی حرف او حرفی نزند چرا که او گفته بوده 12 روزه  و این فرد 9 روزه سنگ را آورده است!!!

این سنگ در کنار جوی آبی که آن زمان از وسط این صحن عبور میکرده نصب میشود و مردم برای رفع تشنگی ازآب درون آن استفاده میکردند

چند سال بعد هدیه ای به دربار نادر شاه افشار میرسد نادر شاه میخواهد این هدیه را باز کند ولی یکی از سرداران سپاهش بنام اسماعیل خان از او میخواهد چون این بسته مشکوک است آن را در خارج از شهر باز کنند نادر موافقت می کند بسته در خارج از شهر باز میشود و درو نش مواد منفجره بوده به محض باز گشائی انفجار رخ میدهد .

نادر شاه به جهت زکاوت اسماعیل خان و به شکرانه این که از این بلا جان سالم بدر برده دستورمیدهد هم وزن اسماعیل خان به او طلا اهدا کنند اسماعیل خان هم طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب کرده و گنبد و پایه های سقاخانه را طلا مینماید بدین جهت از آن زمان سقا خانه را سقا خانه اسماعیل طلائی نام گذاری کرده اند.

حكايت نقاره زني...

يک گروه 9 نفره عاشق شامل 5 نفر تبار و 4 نفرکرنا زن که اصطلاحاً کشيک چي رسمي آستان قدس هستند نقاره را با هدف :

1ــ شکوه و عظمتِ حريم قدس ثامن الحجج علي بن موسي الرضا(ع)

2ــ حمد وثنا ئي براي آغازو پايان هر روز

3ــ هشداري براي کساني که از نماز غافل شده اند

هر روزه غير از 2ماه محرم وصفر و ايام شهادت و عزاداري بمدت 20دقيقه قبل از طلوع و غروب آفتاب مينوازند.البته در طول ماه مبارک  رمضان  نواختن نقارهِ صبح گاه به هنگام سحر برگزار ميشود تا افرادي که مايل به صرف سحري و شب زنده داري هستند مطلع باشند.و اين نواي روح فزا در ايام عيد و شادماني و در آغازين ساعات روز(8 صبح) و در هنگام تحويل سال نو نيز نواخته ميشود

همچنين در گذشته هنگامي که از جانب سلطان ابالحسن علي بن موسي الرضا (ع) کرامتي صورت ميگرفت ويا بيمـــاري شفـــا ميگرفت نواخته ميشد که بنا بر دلايلي اين رســـــــم فعلاً انجام نمي گيرد.و اما تاريخچه اين نواي ملکوتي....

بر ميگردد به سال860هجري قمري ، حدود 567 سال قبل که ميرزا ابوالقاسم بابر نوه گوهرشادخانم به مشهد آمد.و در سال 1282 هجري قمري 145سال قبل و در زمان ناصر الدين شاه نقاره خانه به مکان فعلي البته با معماري چوبي و سقف شيرواني انتقال يافت.

در سال 1379 هجري قمري 48 سال قبل توسط آستان قدس رضوي ساختمان نقاره خانه با بتن مستحکم و به کاشي کاري مقرنس آراسته گرديد.تنها در اين مدت 567 ساله به مدت 8 سال از سال1312 تا1320 هجري قمري به دستور رضا خان نقاره زني تعطيل گرديده است.

*:اینروزا دلمون باز برا حرم تنگ شده است،دعامون کنید. باور کنید پر گشودن در آسمان حریم قدسی حرم، تنها مال کفتر های عاشق آقا نیست.هر کی دل عاشق و شکسته ی داشته باشه می تونه از هر نقطه این کره خاکی دلشو حواله مشهدالرضا بکنه....التماس دعا

این گل زیبا هم تقدیم به همه زائران،دوستداران و محبان ائمه معصومین سلام الله علیهما

*: (عكس ها تحفه حضور در محضر عشق است)

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 18:35  توسط سید مصطفی  |