تبليغاتX
شیدای سبز...

‌‌الهم كن لوليك الحجه ابن الحسن. صلواتك عليه و علي آبائه . في هذه الساعه و في كل ساعه . ولياً و حافظا و قائداً و ناصراً و دليلاً و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا. و تمتعه فيها طويلا. برحمتك يا ارحم الراحمين

يك سال ديگر جمعه ها را ورق زديم.جمعه هايي كه غروبهايش دلگيرمي شد وآسمانش رنگ خون

مي گرفت.يك سال تمام دوره كرديم روزها و شب ها را و باز تو نيامدي...

نيامدي و ما همچينان منتظرمانديم،منتظر،مثل همانهايي كه چشمشان به جاده ماند و تو، براشون نیامدی...   

تما م جمعه ها را ورق زديم تا شايد بيايي و جهان زيبا شود همان طور كه پدربزرگ ها ومادربزرگ هامون منتظرماندند وبازنيامدي.يادمه هروقت غروب جمعه،دلشان مي گرفت.زيرلب زمزمه مي كردند:

اللهم كن لوليك حجت ابن الحسن...وچه دعاي قشنگي که واسه ما به يادگار گذاشتند.

سجاده پدر بزرگ هنوزهم روي طاقچه مانده و خودش سالهاست كه رفته است اينك مائيم وما و جمعه هايي كه مانده ایم جاي پدربزرگ ،چه كسي خانه را خوشبو كند و آب به كوچه بپاشد،تا شايد بيایي و رد شوي از حوالي  كوچه ای كه رد قدمهايت ،قرنهاست در آن جستجو مي شود....

يك سال گذشت و توبازنيامدي...

خيلي ها دراين يك سال مرادشان را ازتو گرفته اند اما هنوز منتظراني هستند كه منتظرتد تا آقايشان بيايد وبه تماشا بنشينند فخرفروشي زمين را با قدوم مباركش بر آسمان.

امسالمان نيزدربي تو بودن خلاصه شد وما باز چشم برراهیم وهنوز....

كاش در بهارسال نو شميم خوش آمدنت را استشمام كنيم....

آقاجون:سفره هفت سين نوروزيمان را با گل نرگس آذين مي بندیم وعطر وجودت را ازگلبرگهاي زرد آن

سراغ مي گيريم. بيا و به گل تشنه ما،شبنمي باش.... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 18:15  توسط   |