تبليغاتX
شیدای سبز...

‌‌الهم كن لوليك الحجه ابن الحسن. صلواتك عليه و علي آبائه . في هذه الساعه و في كل ساعه . ولياً و حافظا و قائداً و ناصراً و دليلاً و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا. و تمتعه فيها طويلا. برحمتك يا ارحم الراحمين

والله مع الصابرین...

همانا خداوند با صابران هست...

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ.

اى پروردگار ما، بر ما شكيبايى ببار و ما را ثابت‏قدم گردان و بر كافران پيروز ساز.

اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ

وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

بار خدايا، تويى دارنده مُلك. به هر كه بخواهى مُلك مى‏دهى و از هر كه بخواهى

مُلك مى‏ستانى.هر كس را كه بخواهى عزت مى‏دهى و هر كس را كه بخواهى

ذلت مى‏دهى. همه نيكيها به دست توست و تو بر هر كارى توانايى....

پ . ن ۱: به چشمان معصوم و مظلومانه اش نگاه کن ، می بینی چقدر رعب و وحشت

را در دل نظامی مزدور انداخته است.

پ . ن ۲ : نگاه گیرا و نافذ چشمانش، مگر جز این را حکایت می کند که آه مظلوم روی زمین

نخواهد ماند و دامن همه اشان را خواهد گرفت.

پ . ن ۳: به قیافه پر از ترس و لرز این سرباز اسراییلی هم نگاه کنید همانهایی که تازه از یک

شیر بچه دست خالی فلسطینی، اینگونه در هراسند.چه برسد به.....

حسبنا الله و نعم الوكیل نعم المولى‏ و نعم النصیر و توكلت علی الله

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 20:41  توسط سید مصطفی  | 

 

رویای خیس...

هر شب همچون رویایی خیس، از مژگانم ، باران می شوی....
و من در امتداد این جاده ای که هر پاییز تکرار می شود....
بهاری را می بینم که ریشه های تو را در متن عاشقانه ترین ترانه من پیوند می زند.
تو آوا سر می دهی و من با سرانگشت سرد و لرزانم، بر ساز تو....
دو...ر...می...فا...سو...می سرایم.
ای فرشته من،
ای همه ی هستی من....
ای خدا.....

پ.ن ۱: دوستت دارم خداجون،خداااااااااااا !!!  

پ. ن ۲:می خوام همیشه باهات باشم ، باهات حرف بزنم ، همه اش مال خودم باشی .

+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 21:49  توسط سید مصطفی  | 

   

       

قبل از هر چیز از عزیزان بزرگوارم پوزش می طلبم واسه این تصاویر انتخابی...

سلام بر اوباما یا نه ! بابای سگ ندیده....(حیف از کلمه مقدس سلام بر این... ) که برای پرنسس الیزابت کوچولوی خودش،دنبال سگی می گرده،که حساسیت زا نباشه،موهاش کم پشت نباشه،کچلی نداشته باشه،تو سرش مو نکاشته باشند،دندوناش سیاه نباشه...میگم خاک عالم تو سرت بشه (که شده...) تو که هنوز بعد این مدتی که سر کار اومدی و فردا پس فردا عوض جرج دبلیو بوش (ببخشید بخونید جرج دبلیو سی) برمسند بزرگترین استعمارگر دنیا می شینی تا حالا نتونستی بقول خودت واسه نازدونه خاک به سر شده ات،سگی انتخاب کنی ؟چطور بر اون مردم بدبختی که با هزار تزویر و مکر و حیله ات گول خوردند و واست رای دادند می خوای مهر خلافت بزنی....

پرنس کوچولوی عزیز بابا:ای کاش بجای سفارش سگ انتخابی واسه خودت،واسه یه مرتبه هم که می شد به قیافه ناز و لندهور بابات که مثل همین سگهای خیابون گرد می مونه، می انداختی تا از هر چی سگ و  توله موله اش هست سیر می شدی..نازدونه بابا: تو که خونه تون یه دونه سگ به این باحالی و قشنگی دارین چرا عزیز بابا باز افتادی تو خیابونا و داد میزنی سگ می خوای کافیه یه چند رشته زنجیر، از اونا که حلقه های کلفتی هم داره و بابات نتونه به همین سادگی ها پاره ش بکنه بندازی دور گردن بابات، و بابایی بابایی گویان باهاش سگ و توله یازی کنین.

حتما آلبوم خانوادگیتون هم که از این عکسای باحال پره پره! نه!!! ولی من واسه اینکه تا پیدا شدن همتای بابات، واسه ی تو سخت نگذره، دو تا از اون باحالاشو واست اینجا می زارم. خوب نیگا کن ببین واقعا٬ به قیافه بابات می خورن، یا نه!!! اگه بابات دم دست باشه صداش کن بگو آبجی و مامان جونتو هم واسه دیدن اینا که حساسیت زا هم نیستن با خودش بیاره....بابات که حالیش نیست فعلاْ چه غلطایی میکنه ولی خوبه با مامانو و آبجیات بشینی و اونیکه واقعاْ به شکل وشمایل بابات می خوره و دوست داره عینهو واست بگیره اونو انتخاب بکنی....

ن .۱ :از وبلاگ خودم و از همه عزیزان بزرگواری که لطف می کنند اینجا تشریف می آورند بخاطر حضور این  دار و دسته سگی و نام بردن از جد و آباد اوباما صمیمانه پوزش می طلبم...

ن . ۲: اوباما جون بدبخت که هنوز سگ پرنسس جونشو بیشتر از وزیر بازرگانی انتخاب نکرده اش دوست داره پیشنهاد می کنم واسه معرفی پست وزیر بارگانی دولتش که بقول خودش با سگا فرقی نداره، یکی از همینا رو واسه پست بازرگانی بعنوان وزیر انتخاب بکنه.

ن.۳: عمو جرج پیر هم که قردا پس فردا  می خواد نتیجه چندین سال ددمنشی خودشو به یکی از خود کثیف تر تحویل بدهد و تازه اعلام می کند تو آینه که نگاه می کنه به افتخارات خودش می نازد بهتراست خودشو واسه اینکه بعد از این گرسنه نمونه سگ دربان اوباماجونش بکنه تا هم به سور وصفایی برسه وهم اینکه دختر کوچولوی مورد نظرما گاهی وقتها با انداختن تکه استخونی جلوی اون و باباش، عشق و حالی بکنه...

بمونه اینکه: مردم غزه زیر بمب های فسفری همین عمو اوباما و عمو بوش،آب ندارند، نون ندارند،برق و گاز ندارند، دارو ندارند، امنیت جانی ندارند، پدر و مادر و خواهر وبرادر ندارند، دست و پا ندارند، و عوضش:هزاران مملکت حامی عربی دارند ؟ ؟ ؟ هزاران غمخوار و هزاران غصه خور شیخ نشین دارند ؟ ؟ ؟ حالا هم که فکر و ذکرشون دنبال بهترین سگ کاخ سفید است.

 پیشنهاد می شود:

             اینگونه دوست داشتن را، این کاسه از آش داغتر ها،

                                                                            متوقف کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 دی1387ساعت 22:25  توسط سید مصطفی  | 

  743532d7zvrepqh0.gifتا قیامت همه جا ، محشر کبرای تو برپاست.حسین743532d7zvrepqh0.gif

           

      تاسوعا و عاشورای حسینی تعطیل است

             

                  شهادت امام زین العابدین،امام سجاد علیه السلام تسلیت باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 18:5  توسط سید مصطفی  | 

 یک عده گرگ می نشینند سر یک میز و در آرامش و خونسردی با آن قیافه های مزخرفشان، تصمیم       می گیرند. فردا یک عالمه کودک را پر پر کنند. زمین را پر کنند. از جسد های مردم بی دفاع، سپس می روند و می خوابند و فردا می شود. و کودکان غزه غرق در خون و آتش اندیشه های پلید آن گرگ ها می شوند.حالم بهم میخورد ازاین سیاست،از این دموکراسی،ازاین دولت ها،ازاین حقوق بشر!

تو نشستی در خانه ات، دختر بچه ات دارد با عروسکهایش بازی میکند. و لبخند او دلیل تو برای ادامه ی زندگی است. ناگهان صدای مهیبی بلندمی شود.با تمام توان، می دوی سوی دخترت، دیر رسیده ای!دخترک با عروسکهایش لابه لای خون و خمپاره آرمیده! چشمهایش را ببند. ببین چقدر ترسیده است. الهی بمیرم: ببین تن اش سرد سرد است! هنوز تنش می لرزد...کودک بیچاره ...عجب صحنه ای!

غزه این روزها تجربه می کند دیدن این صحنه های وحشتناک را...

لعنت بر اندیشه ها ی کثیفتان!

امضا :سید مصطفی...

د . ن ۱:تصاویر دلخراش و فجیع کودکان غزه را که از سیما دیدم دلم بر اوج مظلو میت و معصومیت اونها، سخت گرفت.حاکمان استبدادی و یاوه گویان باصطلاح صلح طلب زورگویی که چشمان تیز و درنده خود را بر باریکه چند صدمتری غزه دوخته اند ایکاش بر آن کله پوچ و توخالی خودشون این را فرو  می کردند که روزی جوابگوی این همه ظلمی که بر مردم غزه، مخصوصاْ بر طفلان صغیر و چند ماهه می کنند خواهند بود.

د . ن ۲: در اولین روزای آغازین سال نو میلادی، ۱۰کودک بی گناه ،همین امروز، در زیر آماج گلوله های توپ و تانک دژخیمان و در زیر بمباران هواپیماهای اسرائیلی،به شهادت رسیدند.ننگ باد بر آن بعثی هایی که امروز را در کنار بچه های خردسال خودشان و در آغاز سال جدید به خوشی و خوبی سپری کردند و داغ غم و غصه را بر دل مادران غمدیده غزه گذاشتند.

د.ن.۳: الله مع الصابرین....این وعده الهی است و حتماْ هم محقق خواهد شد.مردم بی پناه غزه، با سربلندی و استقامت شجاعانه خودشان،خار چشم اسراییل غاصب گردیده ، و بر پایداری خودشان اصرار دارند.

د.ن ۴:خاک عالم بر کشورهای عربی و اعراب و سر کرده هاشون...همون اعراب لندهوری که دست در دست سران آمریکا و اسرائیل گذاشته و پیاله در پیاله هم می زنند.

ن. ا : تاریخ نشان داده، که آه مظلوم، روزی دامن ظالم و ستمگر را خواهد گرفت، انشاءالله همان مصیبت و بلایی که بر سر این مردم مظلوم آورده اند بر سر خودشان به همین زودی قسمت خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 17:41  توسط سید مصطفی  | 

                   هفت عاشورایی کوتاه

۱: محرم ، آه چرا سیاه ؟! محرم رو سپید است.از چشم های زینب بپرس، (( ما رایت الا جمیلا ))...

۲:عطش،تنها حاشیه ای است بر کربلا، متن عاشورا حسین است که آب را جواب کرد و تشنگی را مستجاب.

۳:می گویم ((یا حسین ))،آب سرخ می شود و لبانم شهید!

۴:علی اصغر، کودک نه ! بلاغت سرخی است که روی تاریخ را سیاه کرد و عشق را رو سپید.

۵:یا حسین یعنی((حی علی الصلاه))... در خیابان اما،صدای موذن را باد می برد و مرثیه خوان، نماز را از یاد.

۶:ظهر عاشوراست،من،به هفتاد و سومین نفر می اندیشم اگرهفتاد و سومین نفر...؟!

۷:ظهر عاشوراست و هفتاد و سومین نفر ((فهمیده )) است که ((حسین ))را فهمیده است.

                                                                                                           ...رضا اسماعیلی

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 14:20  توسط سید مصطفی  | 

 السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام 

اشک در چشمان آسمان، حلقه زده است. سال‏هاست زمین بغض خود را فرو مي خورد و درونش پر از آتش است. فقط تلنگرى دیگر باعث فوران این بغض فرو خورده خواهد شد. فراتش از شرم به سرعت مى‏دود تا نگاهش به نگاه علقمه گره نخورد و هر آنچه در ساحل دیده فراموش کند. هنوز بوى دود از خاطره بیابان به مشام مى‏رسد. دل به استقبال محرم مى‏آید!
ظهرها خورشید از بهت، خیره خیره به زمین مى‏نگرد. انگار بعد از این سال‏ها هنوز روز واقعه را باور نکرده است. عصر که مى‏شود آن‏قدر تلخ نگاهش را از روى زمین بر مى‏دارد که اندوهش در هواى غروب منتشر مى‏شود. اینجا هر روزش روز واقعه است. اینجا هنوز گوش بیابان از نداى «هل من ناصر ینصرونى‏» زنگ مى‏زند و پشت زمین « انکر ظهرى‏» تیر مى‏کشد. در شیار ذهن هر نخل بر ساحل علقمه صداى فریاد «یا اخا ادرک اخا» حک شده است. این خاک هنوز بوى یاس مى‏دهد. گوش هنوز در حسرت شنیدن آخرین «لاحول ولا قوة الا بالله‏» وامانده است. به هرکجا بنگرى تکثیر «هیهات من الذله‏» را در ذرات وجود حس خواهى کرد.
صداى زنگ کاروان آفتاب به گوش مى‏رسد. هر سال خاطره یک کاروان، به این صحرا قدم مى‏گذارد.

محرم که مى‏شود کاروان غم به دل اهل زمین و آسمان کوچ مى‏کند.
 
آی بچه ها : محرم نزدیکه.....

کاروان کربلایی ها داره میرسه…

بیرق های عشق رو میبینی...

روز عاشورا دیگه این بیرق ها اینجوری نیست...

بوی محرم حسین(ع) به مشام ميرسه...

نمی دونم چرا هر موقع تقویم رو نگاه میکنم دنبال اینم تا بدونم محرمش  کِـی می رسه...

وقتی محرم نزدیک میشه توی دلم دعا میکنم که...

خدایا میشه : اين بار، صدای مسلم(ع) به ارباب برسه و ديگه کاروان به کربلا نياد !!! 

خدایا میشه: اين بار راه کاروانیان عوض بشه و اصلا کسی ندونه راه کاروان کجاست!!!

خدایا میشه: آفتاب صبح دهم محرم طلوع نکنه !!!

خدایا میشه: اين بار علی اکبر(ع) ديگه تشنه نباشه و بابا شرمنده کام عطشان پسر نشه!!!

خدایا میشه: اين بار که پدر، پسر رو به روی دست ميگيره تيری به گلوی شير خوار نخوره!!!

خدایا میشه: اين بار زنان اهل بیت رسول الله(ص) با کاروان نيومده باشند کربلا !!!

خدایا میشه: ديگه عباس(ع) شرمنده اهل خيام نشه و آب به خيمه ها برسه !!!

خدایا میشه......؟ ؟ ؟

امٌا چه میشود کرد دست تقدیر کاروان را به کربلا میرساند و همه چيز تکرار ميشود ...

و  عاشورا…

پ . ن۱: پیراهن های مشکی ، بیرق های سیاه، شرکت در عزاداریها،حسینیه ها و تکایا،عطر و مشک و شمع و نذری وسینه زنی مقدمات محرم اند. 

پ . ن۲: صدای طبل و سنج شاه حسین گویان به گوش می رسد بیرون که بیای کوچولوهایی  را می بینی که به همراه بزرگترهاشون، واسه شرکت در عزاداری امام حسبین (ع) سیاه پوش شده اند تا حالا از خودتون پرسیدین چه کسی تو دل این کوچولوها،عشق سیه پوشیدن، سینه زدن، و شرکت در عزاداری ها را قرار داده است ؟

پ. ن۳:عشق به ابا عبدالله الحسین علیه السلام ، شرکت در مراسمات عزاداری ، پخش احسان ونذری، پوشیدن رخت عزا دراین ابام غمبار را، با چه چیزی عوض می کنید. ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 18:2  توسط سید مصطفی  | 

سلام....

باز دلم هوای حرمو کرده.!!!! امروز روزشمار تقویم و نیگا می کردم تعطیلات خوبی در پیش است تاسوعا و عاشوای حسینی ....بعدش سالروز رحلت حضرت رسول (ص)... سالروز شهادت امام رضا(ع).تعطیلات آخر سال..فعلا ْیه متن زیبا دارم که دلمو به اون خوش کرده ام.

دل و دماغتون امام رضایی....یه سلام کوچولو بهش بدین...شاید همینجوری هم رابط شما شدیم با مولا و آقاتون....السلام علیک یا...بقیه شو خودتون بیاین....یا علی بن موسی الر...

                      امضاء : اونیکه همیشه دعاتون میکنه !!!

           چه شیرین است تکرار نام هایتان !

تمام دلخوشی من از شما به نام هایتان است. نه از شما چیز زیادی می دانم نه از رفتارتان چیز زیادی در من است.از باورهایتان، از آن یقین ژرفی که شما را به استوانه های دینی تبدیل کرده است به قدیس هایی که تولد و حیاتتان را یادآوری می کند. تمام رابطه من با شما به همین نام هایتان است، به بند نازک کلمات.

وقتی به شما فکر می کنم، وقتی در شما درنگ می کنم، می بینم که تنها با نامهایتان است که می توانم کلمات را کنار هم بچینم. تا از شما یک آدم بزرگ در ذهنم به تصویر بکشم. تا مردم باز هم از شما یاد مرام و مردانگی تان بیفتند. یاد عشق بازی هایتان با خدا و آن وقت است که حال خاصی پیدا می کنم.

تقویم ها، مناسبتها، روزها دوباره نام شما را تکرار می کند تنها دلخوشی من به پژواک نام شماست. چه شیرین است تکرار نام هایتان !  

                                 آسمان هشتم !!!

از آسمان جدا شده این قطعه از زمین            اینجا که پا نخورده ترین بود. پیش از این             هفت آسمان ز عرش به پابوسی ات فتاد        ای آسمان زرد طلایی هشتمین !                    خورشید سایه روشنی از گنبد شماست         با آفتابی حرمت گشته همنشین                      کامل نگشت آن شب و صورت گرفته بود        ماهی که داغ تو را داشت برجبین                    نه میزبان خوب یرای تو بوده ام                      نه لایقی برای تو همسایه !شرمگین!               روزی که می سرشت گلت را خدای تو           انگشتری دست خدا را شدی نگین                    از راه دور آمده ام تا،مگر دهی                      امن یجیب های مرا پاسخی، همین..

باز هم دلم گرفت زیر بارون تو صحن عتیق،قدم بزنی و خیس خیس بشی، اما عشق آقا تو سرت باشه،دیوونه که هیچه، دیوونه دیوونه هم بشی،ارزش داره....             التماس دعا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 14:17  توسط سید مصطفی  |