|
|
|
|
حديث قدسي :لَو عَلِمَ المُدبِرونَ کَيفَ اشتياقي بِهِم لَماتوا شَوقاً........ اگر آنان که از درگاه من روي برتافتند ، مي دانستند که چقدر مشتاق آنان هستم،هر آينه از شوق،جان مي سپردند. پ.ن ۱: بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد۱ الله الصمد۲ لم یلد ولم یولد۳ ولم یکن له کفوا احد۴ تو ختم قرآنم،تنها سوره ای که فوق العاده بدلم نشست و قدری بیشتر در آن تامل کردم همین سوره اخلاص بود.یه بار با حوصله بخونیدش.مخصوصاْ تو این شبا که بیشتر از همیشه بهش نیاز داریم.فكر كنم اینروزا خودش،دونه دونه به دلای همه ی ما سر میزنه.....یه موقع اگه رد پایی ازش سراغ داشتين ما رو بی خبر نگذارید.مطمئناً،همين دور و براست اگه كمي با حوصله جستجویش بكنيم. In the Name of God , the Merciful, the compassionate « very very tanks of parvazesabz، web » نامه اي به او كه ناديده ميبيند و ننوشته ميخواند.خداي عزيزم! لطفاً شخصاً مفتوح فرمائيد. بگذار خود را معرفي كنم.من مخلوق خالق يكتا و مملوك مالك بي همتا و عبد معبود هستم.كه از بندگي تنها نام آن را به دوش مي كشد.من همان مرزوق روزي دهنده بخشنده و كريمي هستم كه نمك مي خورد و نمكدان مي شكند.من سائلي هستم كه دست نياز به سوي خداوند رحمن و رحيم دراز كرده و ضعيفي هستم كه به در قوي ترين آمده است. اي عزيز:تو حكيمي و سزاوار نيست كه من ذليل را رها كني.تو غافري: و من خطاكار.پس جز خانه تو به كدامين سو بايد بروم؟مگر نه اينكه فرموده اي بر زيردستان سخت نگيريم.پس اي بردبار و دانا:بر من عجول و جاهل آسان بگير روزي كه ريز و درشت اعمالم را نمايان خواهي كرد.نمي خواهم ناله هايم قطع شودبغض گراني دارد اين گلوي من كه با شيون و زاري هم رهايم نمي سازد.شكر خدا كه گرچه بدم و ليكن خدا آه و ناله هاي توبه كننده را دوست دارد مگر نه اينكه حكمت اين ايام الله،افتادن در دامان خدا است.بار خدايا:جواب اين نامه را در دل زنگار گرفته ام القا بفرما تا رنگ خدايي بخود بگيرم.بگو كه مرا مي بخشي ؟ يا ستارالعيوب:زشتي هاي مرا بپوشان و آبرويم را مريز.ياغافرالذنب و الخطيئات:نامه اعمالم را پاكسازي فرما،و اي خداي رحمن و رحيم: به نام تمامي اسماء حسنايت،دست اين حقير را بگير و مرا بحال خودم وا مگذار حتي براي لحظه اي....... خب خداجون،نامه ام تمام شد منتظر جواب تا سحر فردا مي مانم. پ.ن ۲:با ظهورشان عالم بهار می شود. ...ما از همان کودکی تو را دوست داشتیم.با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم وبا همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.عشق تو با سرنوشت ما عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.اما....اما... کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شودجهان،وقتی تو بیایی.کسی به ما نگفت که وقتی توبیایی پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند و چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خود را عرضه می کند. به ما نگفتند که وقتی تو بیایی دلهای بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند.به ما نگفتند که وقتی تو بیایی زندگان آرزو می کنند که کاش مردگان شان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد. ماه ماه رمضان، ماه خدا و شبها ، شبهای با عظمت قدر است. شبهایی که بنوعی تقدیر و اموراتمان به آقا سپرده می شود.ما هم برای سلامتی و تعجیل در ظهورشان دعا کنیم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 5:38 توسط سید مصطفی
|
|
||